تبليغاتX
تک گل مرداب
شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست که این صدا به قیامت بلند خواهد شد


تک گل مرداب








شاید برای من :

۱

۲

۳

امسال چهارمین سال بود . از خودم بدم میاد . هنوز همونم . بدون هیچ تغیییری و شاید پیشرفتی .

یه جوری که یه کم ناجوره کم آوردم .

شاید برای تو : تو کار پدر و مادر مرحوم طرف نرو . کلهم بی خیال شو که جواب نمی گیری .

شاید برای من : دل تنگم . دلم تنگه . یا هر چی . چرا لحظه های با تو بودن برام کمرنگه ؟ خدا باعث و بانیشو ...

شاید برای تو : ۱۳۵ بار یا ۵۳۰ بار فرقی نمی کنه . مهم توجهته .

شاید برای  ؟؟؟ : روزت مبارک .

اگر عمری بود بر میگردم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 19:8  توسط یه نفر  | 


·         این چند روز پر بود از خاطره و دلتنگی .

·         اونی که خودشو تبعید می کنه بدون یه ذره اغراق می شه بهش گفت احمق . چون جور سختی های تبعیدشو من باید بکشم . حالا اسم اون نامردی که فرستادتش اون ور دنیارو چی باید بذارم ؟ اصلا میدونی چیه ؟ به خاطر تک تک کارهاش نمی بخشمش . دیگه از گزارش کار دادن خسته شدم . تو خیلی ... .

·         چرا هر وقت لجبازی می کنم گند می زنم ؟

·         سریالهای تلویزیون رو دیگه دوست ندارم . مخاطب رو یا عاشق فرض می کنه یا نوجوان سن بلوغ . برنامه های رادیو رو هم دیگه گوش نمیدم برنامه ای پیدا نکردم که منو به فکر کردن وادار کنه . از اولش تا آخر آهنگ درخواستی شده . عملا با صدا و سیما قهرم .

·         گفته باشما اگه فکر کنی عاقل شدم ناراحت می شم  .

·         اردی بهشتی ها تولد همه تون مبارکتون باشه . مامانم ، خواهر مامانم ، نوه مامانم ، برادر زاده مامانم و ثمره و مینا .

 

اگر عمری بود بر میگردم ...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:48  توسط یه نفر  | 


 خدا زیاد کنه این فک و فامیلمونو کلی از خونه تکونی و مهمون داری خسته شدم . حالا می خوام به مدت ۳۴۵ روز برم تعطیلات البته اگه اتفاق خاصی نیفته و تعطیلات مختل نشه . بی زحمت یه چند تا ایده بدین برای  بهینه استفاده کردن از این تعطیلات . پیشاپیش متشکرم .

  1. سفر های داخلی و خارجی
  2. چون ذاتا ورزشکارم دیگه ورزشو بی خیال شم
  3. ارشد
  4. ...
  5. ...
  6.      بگو دیگه .

راستی هم چنان از پذیرفتن شما و اونا و اون یکی ها و مامان جون اینا معذوریم . دیوارم دقیقا فردای نقاشی ترک خورد . چرا ؟؟؟

اگر عمری بود بر می گردم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 15:1  توسط یه نفر  | 


  • پاور کامپیوتر سوخت . این که چه جوری سوختشو نفهمیدم اما دم اون مهندسی که گفت پاورشه گرم . اصلا مهم نیست که من چی رو با چی عوضی گرفتم . حالا بعد از درست شدنش ویروس گرفته . آخه من چی کار کنم ؟
  • ربط چهار راه کوکاکولا به دولت دقیقا مثل ربط سه راه آذری به اقدسیه می مونه .
  • برای عید تصمیم گرفتیم شیوه جدید پیاده کنیم البته اگه خبرش به بابام نرسه . آخه شونصد تا فامیل داریم و از صدقه سری عموهام که تند تند رفتن زیر خاک ، بابام شد بزرگ خاندان . حالا ما باید حریف این همه آدم بشیم .
  • هر وقت تونستم به خر بفهمونم که اگه خریت نکنه چقدر خوبه اون موقع خودمم عاقل می شم .
  • یه جورایی شاید رفتیم نطنز ، بی زحمت یکی بیاد جواب داداشامو بده که حالا چرا بدو بدو نطنز ؟
  • امسال اولین چهارشنبه سوری بود که موندم خونه . اونم چون اتاقم هنوز تمیز نشده . حاج خانوم دستور داده تا تموم نشده هیچ جا حق ندارم برم . خیلی سخته . دارم میترکم .
  • فعلا که تعطیلات رو دوست ندارم . اما امیدوارم به همه خوش بگذره .

 

اگر عمری بود بر می گردم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 20:39  توسط یه نفر  | 


·         بابت انرژي هسته اي صميمانه از احمدي نژاد متشكرم . به خاطر همين كاراشه كه مي خوامش . ( نه جون احمدي باشه بعدا حساب مي كنيم . اين دفعه رو مهموني باش . خيلي آقايي . ما بيشتر ...)

 

·         هيچ وقت نفهميدم توي انتخابات مجلس اصلح ترين افراد براي به كرسي نشستن كيه ، چون نمي دونم كي مي خواد چيكار كنه ، در نتيجه مثل دوره قبل كاغذ بلند بالا رو مي گيرم و فقط 7 – 8 نفر رو توش مي نويسم  . بقيه هم اگه شايسته بودنو من ننوشتمشون مشكل خودشونه كه برام از شايستگيشون نگفتن ( اين دو خط براي تو نبود چون مي دونم .... ) .

 

 

·         خدايي انتخاب واحد اينترنتي خيلي حال ميده . ديگه نه 2 ساعت گردن كشيدم ، نه پله بالا و پائين كردم و بهترين اتفاق آخرش با كارمند دانشگاه درگير نشدم تا مدام رسمي بودنش رو بزنه تو سرم . خدا عكاشه (رئيس دانشگاهمونه ) قرين رحمت كنه .

 

·         با چلچراغ خونمون درگيرم . من نمي دونم وقتي يه لامپ مي تونه كل پذيرايي رو روشن كنه ، چرا بابام 2 تا لوستر بزرگ خريده كه براي پاك كردنش اشك آدم در بياد ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 12:11  توسط یه نفر  | 


ترم ديگه هر روز دانشگاهم . آناليز و نظريه مجموعه ها رو توي يه ساعت گذاشتن و از اون طرف امتحان آمار 2 و رياضي 3 هم توي يه ساعته .عملا 15- 16 واحد دارم همشم با فروغ و ساعتي (كي مي شه من از دستش راحت شم؟). اون وقت مي گن چرا 9 ترمه ميشي ! با اين وضعيت 12 ترم نمونم بايد كلاهمو بندازم هوا . اين كس و كار ما چه جوري واحد بر ميدارن كه با 20 واحد فقط 2 روز ميرن دانشگاه و بعدشم 7 ترمه تموم مي كنن و پشتش فوق قبول مي شن ؟

با انخاب واحد اينترنتي درگيرم و در نتيجه بي حوصله .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 19:53  توسط یه نفر  | 


اصلا

كي گفته اين مهتدي كمق بلد نيست درس بده؟

كي گفته وقتي بلد نيست جواب سوال بده كلاس و ترك مي كنه ؟

كي گفته بد و بيراه به دانشگاه تبريز و لاهيجان و علوم تحقيقات مجازه ؟

كي گفته تو (...)  اوني كه به اين دكترا داده ؟

كي گفته آرش نمي تونه كلاس و اداره كنه ؟

كي گفته آرش ورزشكار رشته منچ و مار و پله و يه قل ، دو قله ؟

كي گفته هر كي ليسانسشو علم و (...) بگيره و فوقش مال شريف باشه (... ) س ؟

وااااااااااااااااااااااااااي دهتر دردونه اي . دهتر يه دونه اي .

به افتخار اسي صابري خوب و مهربونم يه كف مرتب . واااااااااااااااي .

دستا رو قدرتي بزن مي خوام بگم آرش ساختمان داده ارائه بده .

معدل ترم بعد تضميني 20 به شرطي كه :

تحقيق 2 و گراف و مجموعه هاي فازي + ساختمان داده .

به خاطر زهرا جون آمار 2 هم بر مي داريم .

اگه موافقي بي خبرم نذار .

دكي هواتو دارم ، خيالت تخت .

اسي پليور نيو بافتو خريداريم . خانوم داري جون بويروز .

 با تمام وجود ازت متشكرم .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 16:18  توسط یه نفر  | 


خواستم بگم اما نشد .

فقط دعام كن .

شايدم خوبم اما اول و آخرش درگيرم .

خودم ، خدا ، مردم ، شايدم ...

شايدم آمادم .

از كجا معلوم ؟؟

منم نمي دونم .

شايدم اساسي درگيرم .

به شود روزي .

اين روزها هيچي نمي دونم .

هوامو داري ؟

برای تو همیشه خوبم .

اصلا مي فهمي منو ؟

شايدم نه .

برای خودم ؟؟

يادت نره ها ! فقط دعام كن .

.

.

آقاجون هر جا كه هستي ، واسه من خيلي دعا كن .

.

.

دعاي يه بنده خداست .

دلم براي عاشورا خوندنش .

روضه هاش .

هق هقش .

تنگ شده .

شايدم رفتم .

.

.

اگر عمري بود بر ميگردم ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 17:9  توسط یه نفر  | 


زندگی چیست؟

خون دل خوردن.

زیر دیوار آرزو مردن.

.

.

  • امتحانها  شروع می شه و منم دقیقا مثل چند ترم گذشته .
  • ذی الحجه تموم می شه ، محرم شروع می شه و منم دقیقا مثل چند سال گذشته .
  • دنیا می گذره و منم دقیقا مثل ... شایدم نیومده رفتیم .

 

اگر عمری بود بر می گردم .

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 20:6  توسط یه نفر  | 


به جاي تمام گريستن هايم تو بخند .

به جاي تمام گذشت هايم تو طلب كن .

به جاي سكوتم تو فرياد بزن .

و لحظات انتظارم

                        ...

                        جايگزيني نمي گذارم .

 

 

فقط به خاطر ايمان و اعتقادم حتي اگه آرامشم كمرنگ بشه .

 

اگر عمري بود بر مي گردم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 12:8  توسط یه نفر  |